على بن حسين واعظ كاشفى

412

رشحات عين الحيات ( فارسي )

حضرت ايشان برپاىكردند ، اصحاب را حجاب مىشد كه با ايشان يك جا نشينند و غير از آن سايه نبود ، چون هوا آغاز گرم شدن مىكرد ، حضرت ايشان اسب مىطلبيدند و مىفرمودند بعضى شد « 1 » كارها را بينم و سوار مىشدند و بصحرا مىرفتند و در آفتاب مىگشتند چون هوا به‌غايت گرم مىشد در سايه « 2 » جرها و آبكندها « 3 » كه تمام بدن « 4 » ايشان سايه نبود ، همين سر مبارك ايشان در سايه مىبود « 5 » استراحت مىنمودند تا هوا به اعتدال « 6 » مىآمد ، بعد از آن به آلاجوغ « 7 » درمىآمدند ، چند روز كه آنجا بودند معامله اين بود ، بالاخره اصحاب معلوم كردند كه حضرت ايشان از جهت فراغت و راحت اصحاب آن سوارى و در آفتاب گشتن را اختيار كرده‌اند . فصل سيم « 8 » در بيان ابتداء سفر حضرت ايشان و ديدن مشايخ وقت « 9 » و زمان : مىفرمودند كه خال من خواجه ابراهيم عليه‌الرحمه بسيار خاطر مشغول داشتند كه من تحصيل كنم مرا از تاشكند به جهت اين مصلحت بسمرقند آوردند و اهتمام بسيار كردند ، ليكن هربار كه براى خواندن « 10 » زور آوردند ، مرضى عارض شد كه مانع تحصيل گشت ، آخرالامر حصبه قوى شد ، بخال خود گفتم كه مرا حالتى است كه تحصيل نمىتوانم كرد و شما نمىگذاريد ، اگر زياده مبالغه نمائيد وهم آنست « 11 » كه بعد از اين هلاك شوم : خال من از اين سخن به‌غايت متأثر شدند و فرمودند كه من حال ترا تا غايت نمىدانستم بعد ازين ترا گذاشتم بهر طريق كه خاطرت مىخواهد

--> ( 1 ) - چپ : بعضى اشد كارها ، مى : ( شد ) ندارد ( 2 ) - مى ، در ميانه جرها ، چپ : در نسخه بدل : در ميان جرها ( 3 ) - مج : ( و آبكندها ) ندارد ( 4 ) - مى : بدن مبارك ايشان را سايه نبود ، چپ : بدن ايشان را سايه نبود ، مج : بدن ايشان در سايه نبود ( 5 ) - بر : در سايه بود ( 6 ) - مج : هوا با اعتدال ( 7 ) - چپ : بالا چق ( 8 ) - مى : سيوم ، چپ : سوم ( 9 ) - مى : چپ : و ديدن مشايخ زمان ( 10 ) - مى : خواندن زور آوردم و اهتمام تمام نمودم مرضى ، چپ : در نسخه بدل : خواندن روى آوردم و اهتمام تمام نمودم مرضى ( 11 ) - مى ، مج ، چپ : وهم است كه .